امروز سه شنبه 29 آبان 1397
 

 

کد خبر : 2649
تاریخ انتشار : سه شنبه 23 شهریور 1395 - 09:21
تعداد بازدید : 651
زندگی بین دو انقلاب
در دهه پر کشاکش ١٣٢٠ تنها شاهد تکاپو و برآمدن انواع و اقسام گرایش‌های سیاسی و تعارضات و درگیری‌ها نبود، بلکه خود در میدان حضور داشت و از نزدیک دید که نهضت ملی ایران چگونه در نتیجه ضعف تاریخی جامعه، کارشکنی‌های داخلی و مداخلات خارجی به شکست انجامید. بعد از مرداد ١٣٣٢ خورشیدی با یارانش به مرکز کنش سیاسی گام گذاشت، با احیای گرایش‌های مذهبی و با تلفیق علایق ملی و مذهبی. زندانی شد، به تبعید رفت، شکنجه شد و در نهایت پیروزی یک انقلاب دیگر را تجربه کرد، اگرچه دیری پس از آن نزیست تا دست‌کم دهه‌های آغازین سرنوشت آن انقلاب را تجربه کند. طالقانی در این هفت دهه زندگی و در کوران حوادث بزرگ و کوچکش کم نگذاشت و نقش پررنگ و ماندگاری از خود بر چهره تاریخ به جا گذاشت. از خانواده علمای سنتی بود و خود در طول و عرض زندگی در نشر و بسط و حتی تولید معرفت به معنای عام و علم سنتی به معنای خاص کم نکوشید، اگرچه تخته بند کنج دنج حوزه نماند و گوشه‌نشینی و عزلت اختیار نکرد، در کانون میدان سیاست و اجتماع بود تا جایی که سال‌هایی را در زندان و تبعید و زیر شکنجه گذراند. یعنی که گفتارش با رفتارش می‌خواند و حقیقت جویی‌اش با حقیقت گویی همراه بود و از همین رو طیف‌های متفاوت و گاه متعارض مبارزان سیاسی دوستش داشتند، تا جایی که «پدر» خطابش می‌کردند. دو مفهوم قرآن و شورا اما در مرکز اندیشه طالقانی بود، تا جایی که به تعبیر یکی از محققان معاصر، «قرآن، شورا و طالقانی سه نام همبسته در ادبیات مذهبی-  سیاسی در ایران معاصرند. پیوند طالقانی با قرآن و شورا چنان است که ذکر هر کدام، دو دیگر را تداعی می‌کند.» در نوشتار پیش رو به مناسبت سی و هفتمین سالگرد درگذشت این مجاهد نستوه می‌کوشیم جنبه‌هایی از رویکرد او به این دو مقوله را بازنمایی کنیم.
 
  همچنین  بخش‌هایی از گفتار سید علی محمودی و علیرضا ملایی توانی، دو تن از استادان سیاست و تاریخ در بنیاد باران ارایه می‌شود:
 
ندای عام قرآن «این کتاب هدایت که چون نیم قرن اول اسلام، باید بر همه شوون نفسانی و اخلاقی و قضاوت و حکومت حاکم باشد، یکسره از زندگی برکنار شده و در هیچ شأنی دخالت ندارد. دنیای اسلام که با رهبری این کتاب روزی پیشرو و رهبر بود امروزه دنباله رو شده، کتابی که سند دین و حاکم بر همه امور بوده مانند آثار عتیقه و کتاب ورد تنها جنبه تقدیس و تبرک یافته و از سر حد زندگی و حیات عمومی بر کنار شده و در سر حد عالم اموات و تشریفات آمرزش قرار گرفته و آهنگ آن اعلام مرگ است... .» اینها بخشی از سخنانی است که آیت‌الله طالقانی در صفحات آغازین جلد نخست از تفسیر مشهور پرتوی از قرآن آورده و در آنها می‌توان به خوبی رویکرد و نوع نگرش نوگرایانه و دغدغه مند او را به قرآن دید. او در زمانه‌ای از بازگشت به قرآن سخن می‌گفت که حوزه‌های سنتی بیشتر درگیر لغت و ادبیات عرب و فقه و اصول بودند و مراجعه به اصلی‌ترین میراث پیامبر اسلام(ص) در سطح علمی از رهگذر دغدغه‌های فقهی صورت می‌گرفت و در سطح عوام نیز تنها به جنبه تقدس آن کتاب مقدس توجه می‌شد و کمتر به آن به عنوان کتابی معرفت بخش و روشنایی‌دهنده نگریسته می‌شد.
در چنین شرایطی پرداختن به قرآن کار ساده‌ای نبود. خودش در تشریح این وضعیت می‌گوید: «در حدود سال ١٣١٨ الی ١٣٢٠ که از قم به تهران بازگشتم در جنوب تهران، قسمت قنات‌آباد که محل ما بود و مسجد پدر من بود شروع کردم تفسیر قرآن گفتن. از دو طرف کوبیده می‌شدیم: از یک طرف مجامع دینی که چه حقی دارد کسی تفسیر قرآن بگوید؟ این قرآن درست باید خوانده شود و به قرائتش مردم بپردازند... و چقدر من خودم فشار تحمل کردم تا بتوانم این راه را باز کنم که قرآن برای تحقیق است، برای تفکر و تدبر است نه برای صرف خواندن و تیمن و تبرک جستن... .»
 
البته طالقانی پیشگام قرآن گرایی در ایران معاصر نیست و رویکرد نو به قرآن برای یافتن نیازهای امروزین که ویژگی اصلی نگاه طالقانی به قرآن است، پیش از او رواج داشته است. اصولا نهضت «بازگشت به قرآن» چنان که مهرداد عباسی قرآن پژوه در گفتاری روشنگرانه توضیح داده، همگام با برخی مناطق دیگر جهان اسلام به ویژه مصر از حدود یک صد سال پیش سر برآورد. آغازگر این جریان در ایران معاصر شیخ هادی نجم‌آبادی (درگذشته ١٢٨١ خورشیدی) است که در تحریرالعقلایش می‌کوشد با استناد به قرآن مسلمانان را با اوضاع و احوال اجتماعی و سیاسی‌شان آشنا کند. دیگر شخصیت هم دوره او اسدالله خرقانی (درگذشته ١٣١٥ خورشیدی) صاحب کتاب محو الموهوم و صحو المعلوم بود که آیت‌الله طالقانی بر آن مقدمه‌ای نوشت. چهره نام آشناتر شریعت سنگلجی (درگذشته ١٣٢٢ خورشیدی) روحانی مشهور دوره رضاشاه بود که شعار بازگشت به قرآن را محور مباحثش قرار داد. چهره‌های بعدی مثل محمود یوسف شعار، محمدتقی شریعتی، محمود طالقانی و مهدی بازرگان را باید ادامه‌دهنده این پیشگامان نخستین خواند.  اهمیت طالقانی اما از این جهت است که «در فضای مناسب دهه ١٣٢٠ و بعد از آن، قرآن را به عنوان منبع مهم ایدئولوژی اسلامی، وارد زندگی، دانشگاه و مبارزات فعالان سیاسی کرد» از نگاه او قرآن هدایت و بصیرت می‌دهد و به همین خاطر به جای «تفسیر» از «تدبر» در قرآن سخن می‌گوید و نام کتاب خود را «پرتوی از قرآن» می‌خواند، «زیرا آنچه به عنوان تفسیر قرآن نوشته شده یا می‌شود محدود به فکر و معلومات مفسرین است. با آنکه قرآن برای هدایت و بهره همه مردم در هر زمان تا روز قیامت است، پس اعماق حقایق آن نمی‌تواند در ظرف ذهن مردم یک زمان در‌اید، اگر چنین باشد تمام می‌شود و پشت سر سیر تکاملی می‌ماند، و بهره‌ای برای آیندگان نمی‌ماند. این پیشرفت زمان و علم است که می‌تواند اندک اندک از روی بواطن و اسرار قرآن پرده بردارد.» برای طالقانی قرآن «پیش از آنکه کتاب منتسبین به اسلام باشد کتاب سعادت عمومی بشر است. این کتاب تنها کتابی است که با ضمیر هر انسانی سروکار دارد.» به سخن داود فیرحی شاید از همین روست که طالقانی «در بسیاری از مقالات و جلسات تفسیری خود در دهه ١٣٢٠ از «ندای عام قرآن» سخن می‌گفت.»
 
رویکرد تفسیری طالقانی به قرآن اگرچه متاثر از سید جمال و شاگردش محمد عبده، صبغه‌ای اجتماعی و سیاسی دارد، اما از آموخته‌های او از مکتب فلسفه اسلامی و آموزه‌های فلسفی و عرفانی صدرا نیز تاثیر پذیرفته است. به همین دلیل است که چنان که ملایی توانی بیان کرده، به گفته یکی از قرآن شناسان، «پرتوی از قرآن طالقانی همان وعظ‌های دلنشین و دعوت به ترک تعلق و دل کندن از جیفه‌ها و جلوه‌های دنیوی، همان عرفان غیررسمی و پیدا و پنهان، که با سلوکی طبیعی از گردش ایام و تلخ و شیرین زندگی و فرازونشیب عمر صیقل خورده و نفس از نیک دیدن دیگران و نیک اندیشیدن به دیگران، دست از انانیت برداشته و با خویش و خلق و خالق هماهنگ و هم آواست.»
 
سیاست شورایی
 
رویکرد نوین و پویای طالقانی به قرآن به تعبیر فیرحی، «او را به نظریه خاصی از شورا «هدایت» کرده است.» همو طالقانی را «نظریه‌پرداز شورا و قهرمان شوراگرایی در تشیع امروز» می‌خواند. البته طالقانی در طرح این اندیشه پیشگام نبود، اصل ایده چنان که گفته‌اند، در آرای متفکران پیش از او حتی منورالفکران عرفی چون ملکم‌خان و مستشارالدوله بوده و در میان متفکران دینی نیز «نخستین فقیه شیعه که به نقش موثر شورا در مکانیزم تصمیم‌گیری حکومت اشاره کرده است، میرزای نایینی، صاحب تنبیه‌الامه است. وی به لزوم مشورت حاکم با نمایندگان مردم و تبعیت از نظر اکثریت پای فشرده است و این نظریه را به آیات، روایات، سیره پیامبر اکرم (ص) و سیره عقلا مستند کرده است.» با این همه نمی‌دانیم که طالقانی در طرح این نظریه متاثر از نایینی بوده است یا خیر، زیرا با وجود آنکه او نخستین شارح کتاب مهم نایینی است و مقدمه تنبیه را از در سال ١٣٣٤ منتشر کرده، اما از آنجا که معلوم نیست طالقانی در دوره تحصیل او در قم (١٣١٧-١٣٠١ خورشیدی) به نحو تفصیلی اثر نایینی را خوانده باشد، فیرحی معتقد است که «شوراگرایی طالقانی تابعی از قرآن‌گرایی و تلاش‌های تفسیری وی در دهه ١٣٢٠ و بعد از آن است.» به عبارت دیگر اگرچه همراهی‌هایی میان دیدگاه طالقانی و نظریه نایینی مشهود است، اما در نگاه دقیق‌تر و عمیق‌تر به فقه سیاسی این دو «از بنیاد دو نظریه متفاوت اند» به همین خاطر است که به باور فیرحی «با وجود پیشتازی نایینی در دموکراسی دینی، می‌توان از طالقانی به مثابه کاشف و احیاگر نظریه شورا در ایران معاصر نام برد.»
 
اساس نظریه شورا از دید طالقانی را در تفسیر آیه ١٥٩ سوره آل عمران (و شاورهم فی الامر) می‌توان خواند که می‌گوید: قرآن «اصل شورا را تحکیم می‌کند، چون پایه اجتماع اسلامی است و برای همیشه، تا اندیشه‌ها و استعدادها بروز کند و هر صاحب رایی خود را شریک سرنوشت بداند و مسلمانان برای آینده و همیشه تربیت شوند و بتوانند در هر زمان و هر جا بعد از غروب نبوت، خود را رهبری کنند، اگر در این راه و برای تحکیم شورا هر چه زیان دهند ارزش دارد تا با هر شکستی آرا محکم‌تر و قدم‌ها ثابت‌تر شود... همیشه رهبری پیمبر و اوصیا و تربیت‌شدگان در میان نیست. پس باید خود را به دست سرنوشت رها کنند تا سرنوشت‌شان را دیگران تعیین کنند یا گرفتار استبدادها و خودسری‌ها باشند یا با شورای اهل نظر و آشنا و مومن به معنای اسلامی، امت را اداره کنند و پیش برند.»
 
نظام شورایی طالقانی «از خانواده و روستا تا سیاست و اقتصاد و تا مرجعیت دینی» را دربر می‌گیرد. از نظر او شورا از ویژگی‌های یک جامعه اسلامی است. طالقانی که از شورا به مثابه الگویی برای مشارکت مردمی و دموکراتیک دفاع می‌کرد، «پس از بازگشت از موتمر اسلامی و در پاسخ به پرسش‌های گوناگونی که درباره معنا و مفهوم موتمر و مبدا و تاریخ طرح چنین نشست‌هایی مطرح می‌شد» در مقاله‌ای که در مجله مجموعه حکمت در سال ١٣٣٩ نوشت، گفت: «کلمه موتمر اسلامی به معنای اجتماع و همفکری و مشورت در امور اسلامی یا محل آن است. مبدا الهام و اساس آن آیه شریفه و امرهم شوری بینهم است.»
 
طالقانی بعد از درگذشت آیت‌الله العظمی بروجردی در فروردین ١٣٤٠ در کتاب مشهور و تاثیرگذار بحثی درباره مرجعیت و روحانیت، مقاله‌ای با عنوان «تمرکز و عدم تمرکز مرجعیت و فتوا» نگاشت و در آن ضمن دفاع فتواب شورایی نوشت: «اکنون باید هر چند یک بار مراجع دین و اهل نظر و تشخیص، جمع شده تا مسائل و حوادث واقعه را مورد شور قرار دهند و پس از استخراج رای از این شورا، نتیجه و تکلیف قطعی عامه مسلمانان را اعلام کنند.»
 
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ١٣٥٧ نیز تمام تلاش خود را برای تبدیل شورا به رکن مهم قانون اساسی جمهوری اسلامی کرد، تا جایی که می‌توان گفت فصل هفتم این قانون یعنی فصل شوراها که شامل اصول ١٠١ تا ١٠٦ است، «میراث طالقانی در جمهوری اسلامی» است.
 
عمر طالقانی در عرصه عمل بعد از انقلاب کوتاه بود، او «فرصت آن را نیافت که احتیاطات لازم و کمربندهای ایمنی محافظی برای نظام شورایی خود بیندیشد و تدارک کند تا چنین اندیشه زلالی به نوعی پوپولیسم نلغزد. طالقانی فقط به شورا می‌اندیشید و توکل به شورا، اما این نکته که چگونه می‌توان شورا را از طمع ورزان بیرون و آسیب درون صیانت کرد، هرگز مجالی برای تامل نیافت. از این حیث، اندیشه شورا اندیشه‌ای ناتمام است و طالقانی بی‌آنکه این نظریه را به نهایت منطقی‌اش برساند، تنها آغازگر شجاع این اندیشه در تفکر شیعه است. اهمیت طالقانی نیز، قطع نظر از تمام مبارزاتش و صرفا از دیدگاه نظری، در همین آغازگری و موسس بودن او نهفته است. به طور خلاصه، «شورا»، «آواز قوی» طالقانی است. توضیح آنکه اگر هر اندیشمند اصیلی در تمام عمر خود یک حرف برای گفتن و یک پیام برای بشریت داشته باشد، این سخن و پیام برای طالقانی همان شورا است که فشرده تمام دستاورد او از عمری قرآن‌ورزی است.»
 
 طالقانی و نایینی
 
با وجود آنکه  طالقانی نخستین شارح نایینی است و مقدمه تنبیه را از در سال ١٣٣٤ منتشر کرده، اما از آنجا که معلوم نیست طالقانی در دوره تحصیل او در قم (١٣٠١-١٣١٧ خورشیدی) به نحو تفصیلی اثر نایینی را خوانده باشد، فیرحی معتقد است که «شوراگرایی طالقانی تابعی از قرآن‌گرایی و تلاش‌های تفسیری وی در دهه ١٣٢٠ و بعد از آن است.» به عبارت دیگر اگرچه همراهی‌هایی میان دیدگاه طالقانی و نظریه نایینی مشهود است، اما در نگاه دقیق‌تر و عمیق‌تر به فقه سیاسی این دو «از بنیاد دو نظریه متفاوت اند» به همین خاطر است که به باور فیرحی «با وجود پیشتازی نایینی در دموکراسی دینی، می‌توان از طالقانی به مثابه کاشف و احیاگر نظریه شورا در ایران معاصر نام برد.»
 
 
نظر شما